رُج ِ لَپ می خام

شنبه بود و نبود  پس نتیجه شد پرسه زدن یک ساعت و نمیه ام توی بیست چهار متر جا در دو ساعت تمام .

هی به خودم گفتم  : بسه ، نخر ، پول نداری ها ! . ولی مگر میشود توی کتابفروشی که میروی کم ِ کم اش با چند کتاب بر نگردی . راستش امروز به گنجی دست یافتم که نظیرش لابه لای کتابهایم نیست . کتابی که بی شک بی نظیر است . در نوع خودش و در هر نوع دیگری عالیست . حیفم میاید ازش اینجا حرف نزنم . با خواندنش چنان شادی  و همزمان غم کودکانه ای فرایم گرفت که بی اختیار اشک هایم روی گونه هایم سریدند .

ما آدمها وقتی توی دنیای آدم بزرگ بودنمان غرق میشویم خیلی چیزهای کودکان برایم خنده دار مینماید . رفتارشان ، نوع تکلمشان ، بازی کردنشان ، نقشهایشان و حتی آرزو هایشان .  یادمان میرود  تنها تفاوتشان با ما قد و اندازه شان است . اندازه شان کوچک که میشود ، دست و پایشان  ، نوع حرفهایشان و دنیای پیش چشمشان نیز . نگار حقانی ذبیحی کتابی گرد آورده با عنوان آرزوهای بزرگ کودکان .گرداورنده ، تصویر گر ، طراحی جلد و صفحه بندی نیز کار خودش است .

مجموعه ای از آرزوهای بزرگ کودکان در رده ی سنی 12-7 سال که با دستخط زیبای خودشان نوشته شده .و از میان حدود چهار هزار نمونه ی سوال شده در شهر مشهد ، انتخاب و تنظیم شده . حیفم آمد نمونه هایش را اینجا نخوانید .  کاش میشد فونت دستخط تک تکشان را اینجا توی ماکروسافت ورد میداشتم . حیف . نیمی از لذت خواندن کتاب ، دیدن تصویر زیبای دستخطشان است که به اندازه آرزوهایشان صاف و بی آلایش است.  بخوانید :

  • آرزو دارم درس پلیسی بخوانم برای اینکه پلیس بشوم پلیس 110 و دزدان را دستگیر کنم و دزدان را بیاورم کلانتری حساب آن ها را برسم . ما پلیسان باید هر چه رئیس کلانتری به ما بگوید اطاعت کنیم . ما پلیسان همیشه با هم هستیم . (محمد ، چهارم )

  • من 5 تا آرزو دارم .آرزوی شماره 1 من قدم بلند شه آرزوی شماره 2 وزنم کم بشهآرزوی شماره 3 جامو از این جا عوض کُنم آرزوی شماره 4 پیش لیلا بشینم 5 کفش پاشنه بلند بپوشم . (یاسمن-9 )

  • بهترین آرزوی من اینه که وقتی خواهرم به دنیا اومد اسمش را سفید برفی بذاریم تا جادوگر بد جنس به او سیب سَمی بدهد . (سارا-کلاس دوم )

  • من آرزو دارم دیگه مدرسه نرم چون دیگه سوات دارم و همه ی حروف الفبا را بلدم . (محمد  کلاس اول )

  • من فقط آرزو میکنم یکبار تنهایی برم حمام (سحر کلاس اول )

  • من دوست دارم وقتی بزرگ شدم زن کردم و زنم بچه کرد ، اسم دخترم را شیما عسدی * بگذارم . (حامد کلاس سوم ) (*شیما اسدی نام و نام خانوادگی معلم محترم حامد میباشد )

  • من میخام جام را از اینجا اوز کنم و برم پیش لیلا دوستم و سر میز بشینم .(ملیحه کلاس سوم )

  • رُج ِ لَپ می خام . (*لادن*)

  • من آرزو دارم که خدا همه ی مردگان را به راه راست هدایت کند و زندگان همیشه زنده بماند . (اردلان -4 )

 

/ 21 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بلانش

بلانش وقتی خيلی خيلی کوچيک بود : يه عالمه اسمالتيس داشتم بلانش وقتی خیلی خیلی بزرگ شد : ارزو دارم یک دنیا اسمارتیس ( دراژه ) داشتم ارزوها فرق ميکنن ما هم همينطور ارزوها بزرگ تر ميشن يا ما کوچيک تر و يا بلعکس ها الهام؟

قنبری

سلام الهام خانم. مطلب جالب و خواندنی بود ؛ وقتی که من بچه بودم غم بود اما کم بود ؛ دنيای پر رمز و راز کودکی یادش بخیر موفق باشید

بهرنک

khoda begam chikaret kone . mordam az khandeh

ابوالفضل زرنگار

سلام (( من خورشيد را آورده ام فقط زياد در معرض آن قرار نگيريد که آفتاب زده می شويد )) اگر اکنون آرزوهای خود را در جايی ياداشت کنيم ۲۰ يا ۳۰ سال ديگر به آن نگاه کنیم و بخوانیمش به اندازه همين آرزوهای بچه های ۷ ساله خنده دار و بچگانه هست

دالغا

يادش به خير مهر ۱۳۶۵ رفتيم کلاس اول از همون سال و البته سالهای بعديش خانوم معلممون آقا بود ! چه زود ۲۰ سال گذشت بزرگ ترين آرزوم توی کلاس اول اين بود که ماشين داشته باشم بهش هم رسيدم

Alireza

منم آرزو دارم ديگه آدمها بهم( دلووغ ) نگن

دامون و مریم

خيلی جالب بود. اگه تونستی چيزای بيشتر ازش بذار. خليل خوب بود.

سيد مهدي موسوي

سلام عزيز! با مطلبي نيمه طنز ـ نيمه جدي تحت عنوان « منتقد يک دقيقه اي» ( آموزش نقد به شيوه هاي کلاسيک و پست مدرن) به روزم...حتما سر بزنيد!

رز !!

آرزوهای بزرگ برای بچه هایی کوچک با قلبهایی بزرگ !! کتاب نامه های بچه ها به خدا رو هم بخون . حتما خوشت میاد ... من بازم یادم رفت چراغ بیارم ! شرمنده .

farhad

کجايی رفيق بابا هر وقت سر زديم اينجا يه مشکلی داشت... خودتم که نيستی ديگه؟؟؟ مام با کتابفروشی همين مشکل رو داشتیم البته خيلی زود حل ميشد ُ چون پول نداشتيم.. تازه کلی هم آرزو داريم واسه خودمون هاااا... کلی........