زمان

Tant de temps<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

Le temps qui passé

Le temps qui ne passé pas

Le temps qu’on tue

Le temps de compter jusqu’a dix

Le temps qu’on n’a pas

Le temps qu’il fait

Le temps de s’ennuyer

Le temps de rever

Le temps de l’agonie

Le temps qu’on perd

Le temps des cerises

Le mauvais temps

Et le bon et le beau et le froid et le temps chaud

Le temps de se returner

Le temps des adieux

Le temps qu’il est bien temps

Le temps qui n’est même pas

Le temps de clinger de l’œil

Le temps relatif

Le temps de boir un coup

Le temps dattendre

Le temps du bon bout

Le temps de mourir

Le temps qui ne se mesure pas

Le temps de crier gare

Le temps mort

Et puis l’éternité

 

Philippe Soupault .

 

 

پُر از زمان

 

زمانيکه در گذر است

زمانيکه باز می ايستد

زمانيکه از بين ميرود

زمانيکه تا ده شمرده می شود

زمانيکه وقت نيست

زمانيکه ساخته می شود

زمانيکه در بی حوصلگی طی می شود

زمانيکه دررويا ميگذرد

زمان احتضار

زمانيکه از دست ميرود

زمانيکه گيلاسها می رسند

زمانيکه ناخوش است

زمانيکه خوب ،زيبا ، سرد و يا گرم است

زمان باز آمدن

زمان بدرود گفتن

زمانيکه خوشايند نيست

زمانيکه خودش نيست

زمان پلک زدن

زمان نسبی

زمان نوشيدن جرعه ای

زمان در انتظار بودن

زمان بينهايتِ خوشی

زمان در گذشتن

زمانيکه محاسبه نمميشود

زمان فرياد مراقب باش زدن

 زمان نابودی

و آنگاه ؛ ابديت.

 

(ترجمه : الهام.ک.)

 

 

/ 9 نظر / 4 بازدید
س ر گ ش ت ه

الهام...اين شعر زمان انقدرطولانی بودکه تاده شمردم وبه پايان نرسيد...زمان بی زمانی...(مثل هميشه شعر وانتخاب تصويرزيبا)و .ابديت که من مدتهاست ذهنم راازفکرکردن به ان بازداشته ام ....

زرزرو

سلام. من برای حرف زدن عجله دارم. شايد بخاطر اينکه توی ۴ سالگی زبون باز کردم. شايدم وقت زيادی ندارم. زياد نوشتن مهم نيست. دلم می‌خواست مثل تو کم ولی زيبا بنويسم

نمی دونم

زمان پلک زدن. شاید تا حالا بهش فکر نکرده بودم. /

گلاره

سلام دوست جونم. مرسی که خبرم کردی. ترجمهء "زمان" خیلی روان و خوب بود... من "گلها و حلقه گلها " را هم نخوانده بودم که الان خواندم و لذت بردم فقط اسم شاعرش را ننوشته بودی گویا... ممنون که زحمت می کشی و ما رو با این دنیای قشنگ آشناتر می کنی. قربانت.

ahoor

سيب سرخ عزيز: قصد داشتم دوباره بنويسم . چون ننوشتن برايم در حکم نابودی است . در هر حال زمانی هم که نمی نوشتم در جای ديگری مشغول بودم ...الان هم دوباره نوشتم و می نويسم و از بابت لينک هم بسيار ممنون . لينک شما را هم بزودی خواهم گذاشت

زرزرو

مرسي از حوصله‌ات. و ممنون از كتاب‌هاي خوبي كه معرفي كردي خوشحال مي‌شم در مورد بعضي از كتاب‌هاي كه هر دو خوانده‌ايم نظرت رو بدونم. بروز هم شدم.

کتایون

زمانيکه هيچوقت در دست نمی ماند

زرزرو

مرسي از پيشنهادت. حق با توست. شايد بايد بين هر كامنت دو سه روزي فاصله باشه. راستي يه پيشنهاد يك كتاب معرفي كنيم بخوني و بعد راجع بهش تبادل نظر كنيم. اگر موافقي يه كتاب معرفي كن.