باید که اعتراف هایت را

از میان شاخ و برگهای ذهنت

بیرون بیاوری

و بتکانی

غبارشان را

ای

سیب سرخ ! *

به ندای سرگشته و مستی بی وحشت لبیک میگوییم :

یَـک : اعتراف میکنم  که وقتی دبستان میرفتم چند بار از تو قلکی که مامانم هر از گاهی توش پول خورد  می انداخت و هیچ وقت هم فکرشو نمیکرد ما ازش پولی برداریم دزدی کردیم . البته به علت کاهش وزن قلکه که ما (من و داداشم ) اون زمان بهش میگفتیم گروه بان گارسیا (چون شبیه گروه بان گارسیا ی توی زورو بود) مامان فهمید ! و البته خوشم میاد که به جای کتک زدن ما یک حرکت فردینی انجام داد و بهمون یک اسکناس گمونم 500 تومنی داد که اون موقع خودش کلی پول بود و ما حسابی شرمنده ی مامانم شدیم . بماند که اون موقع پول تو جیبی هم میگرفتیم  . ولی خوب چه کنیم حرص و آز و طمعه دیگه . کاریش نمیشه کرد !

دوُ  :  یک بار وقتی 6 یا 7 سالم بود دختر خاله ام رو که 1 سال از من بزرگتر بود رو توی  یکی از استخر های پارک ملت  انداختم . البته اون قبلش اذیتم میکرد و سر به سرم میگذاشت و منم که حوصله نداشتم وقتی لبه ی استخر واستاده بود و ماهی ها رو تماشا میکرد  هلش دادم تو آب . باید بگم  که عمق حوض برای یه بچه تقریبا زیاد بود و هوا هم سرد بود ! اما هنوز هم که هنوزه پشیمون نیستم !

سه :  یک بار یه بشقاب چینی رو شکستم و برای اینکه کسی نفهمه زیر خاک ِ باغچه ی حیاطمون چال کردم . بعد ها تکه های بشقاب گل سرخی جهیزیه ی  مامان که زیر خاکی و عتیقه شده بود توسط بابا کشف شد .

چهار : اعتراف میکنم یکی دو تا وبلاگ دیگه غیر از این دارم که توش هر چی دلم بخواد مینویسم . چون اینجا بیش از حد درگیر خودسانسوری هستم . باید ببخشید !

پنج : اعتراف میکنم که با وجود اینکه هم اکنون اجازه ی  استفاده از اینترنت در خانه ی ما به حالت تعلیق د ر آمده من یواشکی کانکتم و دارم اعتراف میکنم !

حالا منم دعوت میکنم از : 

بیگانه  ،  الهام  ، این آقا ، بهرنگ  و  جزقاقیل

*شعر از خودم در وصف خودم

/ 13 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
amir

وای! بازی سختيه!! نه اينکه اعتراف نداشته باشم ولی موندم که کدوماشون رو انتخاب کنم!! الانم که وسط امتحاناست چهار روز يا پنج روز ديگه حتما ايميل می کنم!

بهرنگ

الان که وقت خوابه و منم از تو رختخواب پا شدم ببینم چی نوشتی . ولی فردا برات یک اعتراف نامه می نویسم . ولی شاید مال من یه خورده بالای 18 سال بشه . عیبی نداره ؟ اعترافات من بیشتر اروتیکی یه ! در ضمن به وبلاگ دوستات هم سر می زنم حتما ً . فردا سر کار انشاء الله . به امید حق . یا علی . . . در پناه آقا امام فرج ، همگی بروید به کرج ، اونم نه با پای فلج . . .

amir

خب!! بالاخره اعتراف کردم!!

پاييز

سلام خوبی دوست عزیز وبلاگت زیباست به منم سر بزن خوشحال میشم

بلانش

بابا تو عجب شری بودی ها! :))

Alireza

to ro khoda baghiyashoo ham begoo, naa . bego, baba to az sadta pesaar shartar bodi ke

لئون

ميشه آدرس اون وبلاگای ديگتو بدی

amir

ای بابا!! کلی اعتراف کردم!! ميل کردم به ای ميلت...

نمی دونم

عجب اعترافاتی کردی تو. اعتراف می کنم که کلی لذت بردم از خواندنش. اما فهميدم عجب آدم خطرناکی هستی تو ها

سحر

سلام دوست عزیز، اگه میخوای چیزی شبیه تبلیغات Google اما به فارسی توی وبلاگت بگذاری و از این راه هم درآمد داشته باشی و هم سایتت یا هر چیز دیگه ای را در بقیه سایتها معرفی کنی تا بازدیدکننده هات زیاد بشن، یه سری به سایت ads.blogabzar.com بزن. کافیه وبلاگت در روز بیشتر از 10 بازذدیدکننده داشته باشه. فقط لطفا موقع ثبت نام، در قسمت نام معرف بنویس: sahar1986 یه سری بشون بزن و امکاناتشون را ببین. ضرر نداره :) قربانت سحر