پشت ميله ها اسير !

خسته ام از این کویر ،این کویر کور و پیر <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

این هبوط بی دلیل این سقوط ناگذیر

آسمان بی هدف ، بادهای بی طرف

ابر های سر به راه، بید های سر به زیر

ای نظاره ی شگفت، ای نگاه ناگهان !

ای هماره در نظر، ای هنوز بی نظیر

آیه آیه ات فصیح ، سوره سوره ات فصیح !

مثلخطی از هبوط، مثل سطری از کویر

مثل شعر ناگهان، مثل گریه بی امان

مثل لحظه های وحی اجتناب ناپذیر

ای مسافر غریب در دیار خویشتن

با تو آشنا شدم با تو در همین مسیر

از کویر سوت و کور، تا مرا صدا زدی

دیدمت ولی چه دور، دیدمت ولی چه دیر

این توئی در آن طرف پشت میله ها رها

این منم در این طرف پشت میله ها اسیر

 

دست خسته ی مرا ، مثل کودکی بگیر

با خودت مرا ببر ، خسته ام از این کویر ...            ( قیصر امین پور)

 

يک بار ديگه شعر بالا رو با دقت بيشتر بخونين !

 

/ 1 نظر / 6 بازدید
yaser

متن های قشنگی نوشتی راستی بازم يادم رفت سلام