شد پريده رنگ من از رنج و درد اين منم:رنگ پريده خون سرد

نه آنکه فکر کنی سرد است <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

که من تمام هیمه های جهان را

 

در پشت خانه ام

انبار کرده ام

و در تفکر یک باغ آتشم

 

به تنهائی ........

 

/ 3 نظر / 6 بازدید
کتایون

نمی دونم چرا نسبت به اين شعر حس آشنايی داشتم.

nadimy

سيب سرخ آرزو را ديدم................موفق باشيد