فراسوی ناديدنيها

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

Ne irascaris Domine,

Ne ultra memineris iniquitatis:

Ecce civitas Sancti facta  est deserta:

Sion deserta facta est:

Ierusalem desolata est:

Domus sanctificationis tuae et gloriae tuae

 

خدایا خشمگین مباش

و همیشه نا عدالتیها را به یاد داشته باش

نگاه کن که شهر مقدس اکنون متروکه است

نگاه کن که صحرا ی سیون خشک و خالی شده

و اورشلیم بیابان شده است

آنجائی که خانه ی تقدس و جلال توست!

 

سلام! اين ترجمه از من نيست.

يه شعر دارم ترجمه ميکنم از گيوم آپولينر. يه قسمت هائيش کاملاْ از درک و فهم من خارجه. کی ميتونه کمک کنه؟

/ 3 نظر / 6 بازدید
BORGTANHA

سلام .ياسره بلاگ فا هستم به توصيه شما تو پرشين هم يه وب لاگ راه انداختم راجب متنی که برام نوشتی هر شب برات دعا کردم اميدوارم حل شده باشه اين رو که الان می خوام بگم رو حساب هيچی نزار جز اون چيزی که من می گم اگر روزی احساس کردی کمک می خوای برای کمکت حاضرم تا مشهد بيام اين رو بزار رو حساب مرام يه بچه پايين شهر تهرون .....ای مرغ دل که خسته و بی تابی دمساز باش با غم او دمساز می بندمت به بند گران غم تا سوی او نکنی پرواز....هر وقت احساس کردی هيچی ولش کن...http://yaser-for-ever.blogfa.com...yaser_for_ever@yahoo.com

maziar

راستی به چه زبونی بود ؟!؟!؟!؟