« دلم عجیب گرفته است،

و هیچ چیز،

نه این دقایق خوشبو که روی شاخه ی نارنج میشود خاموش،

نه این صداقت حرفی، که در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست

نه ، هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف

نمی رهاند

و فکر میکنم که این ترنم موزون حزن تا به ابد

شنیده خواهد شد.»

 

دیشب رفتم حرم ... !

 

   + الهام - ۱:۳۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢۱ فروردین ،۱۳۸٤

» ::